وبلاگ شعر
خوش آمدید
این مقاله در کنفرانس صلح که از طرف وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان به تاریخ 24 میزان 1387 دایر شده بود، ارایه گردید.
بسم الله الرحمن الرحیم تعریف صلح و مبانی معرفتی آن درقرآن بحث جامع در مورد صلح از دیدگاه اسلام میدان وسیعی را میطلبد و پرداختن همه جانبه به آن در یک مقالهی قابل ارائه در یک سیمنار گنجایش ندارد. ولی رؤس مطالب مرتبط به عنوان بالا را میشود به صورت مختصر به گونهی که در پی میآید مورد بررسی قرار داد.
نظرات شما عزیزان:
صلح، کلمهی عربی، اسم مصدر و حاصل زندگیی در مسالمت و همزیستی و برقراری مناسبات بدون خشونت میان انسانها است. مفهوم آن در سطح روابط فیمابین یک خانواده، مجموعۀ انسانی پیرویک دین، و در سطح بینالمللی وپیروان ادیان مختلف قابل تطبیق میباشد.
دین مقدس اسلام به صلح در همه سطوح فوق اهمیت خاصی قایل است و در جای، جای قرآن مجید به مناسبتهای مختلف بر آن تاکید شده و به حیث دستوراکید، مسلمانان را مأمور به تلاش برای تامین صلح کرده است.
صلح در یک خانواده از آنجائیکه خانواده رکن و بنیاد اساسی اجتماع است، ارزشها، گرایشها و رفتارهای اخلاقیی یک خانواده خواهی، نخواهی در اجتماع انعکاس مییابد و تاثیرات جدی خویش را در مناسبات وهنجارها و ناهنجاریهای جامعه دارد، دین مقدس اسلام بر زندگی مسالمتآمیز و زندگی بدون خشونت درخانواده تاکید دارد و بر این اساس خانواده را محل آرامش و کانون پرورش مهر و محبت و بالاتر از آن ایجاد مودت معرفی می نماید:
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون.(1)
(و از آیات خداوند این است که برای شما از خود شما همسرانی خلق کرده است تا به سوی آن میل کنید و آرامش گیرید و بین شما مودت و رحمت قرار داد ودراین موضوع آیتها است برای مردمی که تفکر کنند)
در این آیه متبرکه چند نکته وجود دارد:
1ـ به صورت کلی میفرماید برای شما همسران قرار دادیم هیچ ترجیحی مرد بر زن و یا زن بر مرد داده نشده است.
2ـ فلسفه خلقت زوجین را ایجاد سکون و آرامش روحی و روانی هر دو معرفی میکند.
3ـ تامین آرامش را وسیله ایجاد مودت که مرحله عالی از محبت است و رحمت، که مستلزم ترحم بر افراد ضعیف خانواده است میداند.
4ـ هرسه موضوع یادشده را وسیله تفکر برای کسانی که اهل آن باشد بیان می کند.
تفکر در اینکه زندگی با مودت در خانواده چه قدر لذتبخش است انسان را وادار مینماید به اینکه در سطح اجتماع نیز زندگی با محبت و مودت و رأفت ورحمت (ترحم بر ضعفا) داشته باشد. بدیهی است، در جامعۀ که مناسبات انسانی با محبت و رأفت تنظیم شود و بدور از خشونت باشد، آن جامعه در صلح و زندگی مسالمتآمیز خواهد بود.
یا ایها الذین آمنوا لایحل لکم ان ترثواالنساء کرها و لاتعضلوهن لتذهبوا ببعض ما آتیتموهن الا ان یأتین بفاحشته مبیّنة و عاشروهن بالمعروف فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیراً. (2)
(ای کسانیکه ایمان آوردهاید برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه و جبر به میراث گیرید (مانند جاهلیت) بر آنان سختگیری و بهانهجویی مکنید که قسمتی از آنچه مهر آنها کردهاید به ظلم بگیرید مگر آنکه عمل زشتی از آنها آشکار شود. و در زندگانی با آنها به انصاف رفتار نمائید، گرچند شاید شما (رفتار با انصاف با) آنها را خوش نداشته باشید، پس شاید چیزی را که شما خوش نداشته باشید خداوند در آن خیر کثیر قرار دهد.)
نکات مورد دقت در این آیه متبرکه:
1ـ خداوند از رفتار به اکراه و اجبارکه درزمان جاهلیت مرسوم بوده است با زنان،ُکه جزء مهم خانواده است به صورت جدی منع میکند و آنرا ناجایز میداند.
2ـ سختگیری با زنان را برای باز پس گرفتن اموالی که به حیث مهریه در اختیار آنان قرار گرفته است ممنوع قرار داده است.
3ـ زنان نیز نباید از این گونه رفتار، سوءاستفاده نموده مرتکب اعمال زشتی شوند که پیامد منفی برای خودش، خانواده و اجتماع داشته باشد. که در این صورت اجازه سختگیری داده شده است.
4ـ به رفتار منصفانه با زنان امر شده است ولو مردان با این گونه رفتار راضی نباشند و کراهت داشته باشند.v 5ـ ثمرۀ عمل کردن به این نواهی و اوامر رسیدن خیر زیاد از جانب خداند دانسته شده است.
در نتیجه این گونه رفتار و عمل به اوامر و نواهی خداوند در رابطه به زن ،که جزء مهم خانواده است زمینه حقد و کینه و ایجاد عقدههای فتنهانگیز که در اثر آن زندگی مسالمتآمیز در اجتماع صدمه میبیند به وجود نخواهد آمد.
صلح در میان پیروان یک دین
در این بخش قرآن مجید توجه بسیار جدی نموده و درسهای مؤثری دارد که در صورت عمل کردن به آنها صلح و زندگی مسالمتآمیز و بدون خشونت در جامعه تامین میشود:
1ـ واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا واذکروا نعمتالله علیکم اذکنتم اعداءً فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا وکنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها کذلک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون.(3)
(و همگی به رشته (دین) خدا چنگ زده و به راههای متفرق نروید، و بیاد آورید این نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بودید، خدا در دلهای شما الفت و مهربانی انداخت و به لطف و نعمت خدا همه برادر دینی یکدیگر شدید و در پرتگاه آتش بودید، خدا شما را نجات داد. بدین گونه خدا آیاتش را برای شما بیان میکند، باشد که هدایت شوید.)
از این آیه متبرکه نکات ذیل استفاده میشود:
1ـ خداوند(ج) درروابط داخلی مسلمانها را به وحدت و دوری از تفرقه امر میکند.
2ـ وحدت و همدلی که مرحله عالی از زندگی مسالمتآمیز است، نعمت خداوند خوانده شده است.
3ـ این نعمت الهی روابط مسلمانها را در حدی رشد میدهد که نسبت اخوت و برادری میان آنان برقرار میشود.
4ـ تفرقه و دوری از یکدیگر پرتگاه آتش و به تعبیر دیگر عذاب الهی دانسته شده است.
در نتیجه این مناسبات داخلی، نه تنهامسلمانها با یکدیگر در نزاع و جنگ نخواهد بود که احساس میکنند همه برادرند.
2ـ واطیعوالله و رسوله و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم واصبروا ان الله مع الصابرین.(4)
(پیروی کنید خدا و فرستادهاش را و با یکدیگر کشمکش و نزاع نکنید که در اثر آن سست و ضعیف میشوید، و غرور و قدرت شما نابود میشود، استقامت و پایمردی کنید که خداوند با مقاومتگران است.)
از این آیه متبرکه استفاده میشود اینکه مسلمانهابایدازخداورسولش که نقطه مورد اتفاق همه است اطاعت کنند و در مناسبات داخلی باید نه تنها با یکدیگر جنگ نکنند که نزاع و کشمکش هم نباید داشته باشند و الادر برابر دشمن شکست خواهند خورد.
3ـ و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احداهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفئ الی امر الله فان فائت فاصلحوا بینهما بالعدل و اقسطوا ان الله یحب المقسطین. انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم و اتقوالله لعلکم ترحمون.(5)
(اگر دو طایفه از مؤمنین با یکدیگر جنگیدند، بینشان اصلاح کنید، پس اگر معلوم شد یکی از آن دو طائفه بر دیگری ستم میکند با آن طایفه بجنگید تا به حکم اجبار تابع امر خدا شود و اگر به سوی خدا برگشت بین آن دو طایفه به عدل اصلاح کنید. عدالت را گسترش دهید که خدا عدالتگستران را دوست میدارد.)
غیر ازاین نیست که مؤمنین برادر یکدیگرند، پس بین برادران خود اصلاح کنید و از خدا پروا کنید، شاید مورد رحتمش قرار گیرید.
نکات مورد استفاده در این آیات شریفه:
1ـ در صورتیکه مناسبات داخلیی برخی از مسلمانها بابرخی دیگربه جنگ منتهی شود سایرین وظیفه دارند بین آنان صلح برقرار کنند.
2ـ اگر یک جانب جنگ، اصرار بر دوام آن داشته باشند مصلحین نیز باید با آنان بجنگند، تا مغلوب شوند و تسلیم امر خداوند گردند که همانا صلح و زندگی مسالمتآمیز است.
3ـ پس از تسلیم شدن اهل بغی به حکم خداوند و آماده شدن آنان برای صلح، باز هم باید به آنان ستم نشود و فیصله نهایی، باید بر اساس عدالت و با معیاری که حق هیچ جانب تلف نشود صورت گیرد.
4ـ در آیه دهم باوجود اخوت و برادری دینی بین مسلمین جنگ بین آنان را ناروا معرفی میکند.
5ـ در پایان رأفت و رحمت الهی را برای مصلحین و کسانی که در صلح زندگی میکنند مژده میدهد. تا از این طریق آرامش روحی برای ایجاد جامعه سالم و زیست باهمی مسلمین به وجود آید.
4ـ من اجل ذلک کتبنا علی بنی اسرائیل انه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض، فکانما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعاً و لقد جائتهم رسلنا بالبینات ثم ان کثیرا منهم بعد ذلک فی الارض لمسرفون (6)
(به خاطر همین ماجرا (که قابیل هابیل را به خاطر حسد به قتل رسانید) بود که ما به بنی اسرائیل اعلام کردیم که هر کس یک انسان را بکشد بدون اینکه او کسی را کشته باشد یا فسادی در زمین کرده باشد مثل این است که همه مردم را کشته باشد. و هر کس یک انسان را از مرگ نجات دهد مثل این است که همه را از مرگ نجات داده باشد.با اینکه رسولان من برای بنی اسرائیل معجزاتی روشن آوردند با این حال بسیاری از ایشان بعد از ان همه در زمین زیاده روی میکنند.)
قرآن کریم در این آیه متبرکه میخواهد توجه بدهد به اینکه قتل نفس بدون اینکه او کسی را کشته باشد یا فسادی را در زمین مرتکب شده باشد به اندازه گناه عظیم دارد که گویا همه انسانها را کشته باشد، با بیان اهمیت قتل نفس میخواهد زمینه ی صلح و زندگی مسالمتآمیز را در جامعه به وجود آورد. بدیهی است که اگر قتل نفس اهمیت خویش را از دست داد و خونریزی رواج پیدا کرد، زمینههای صلح از بین میرود.وای بسابااستعمال یک بمب اتم صدهاهزاربلکه میلیونهاانسان به قتل رسانیده شوند.
5ـ من یقتل مؤمناً متعمدا فجزائه جهنم خالداً فیها و غضب الله علیه و لعنته واعدله عذابا عظیماً(7)
(و هر کس مؤمنی را به عمد بکشد جزایش جهنم است که جاودانه در آن باشد و خدا بر او غضب آرد و لعنتش کند، و عذابی بزرگ برایش آماده دارد.)
آیه فوق هشداری است جدی، برای جلوگیری از رفتار خشونتآمیز، فراتراز آنچه در آیه 32 سوره مائده که جنبۀ موعظه و توجه دادن به اهمیت قتل نفس دارد.
در این آیه پنج پیامد خطرناک را برای کسی که قتل نفس را انجام دهد بیان میکند:
1ـ داخل شدن در جهنم.
2ـ خلود و همیشه ماندن در جهنم.
3ـ نازل شدن غضب خداوند بر او.
4ـ مورد لعن خداوند قرار گرفتن.
5ـ آماده بودن عذاب عظیم از سوی خداوند برای قاتل نفس.
به طور مختصر، میشود گفت اگر مسلمانها آشنایی درست و درک صحیح از این مفاهیم قرآنی داشته باشند، هیچگاهی دست به خشونت نخواهند زد وهرگز برای مشتعل ساختن آتش جنگ در جامعه تلاش نمیکنند.
در این بخش، از آیات زیادی از قرآن مجید میتوان استفاده کرد، ولی به خاطر رعایت اختصار چند مورد فقط به عنوان نمونه مطرح شده است.
صلح در مناسبات بینالمللی
برای بررسی این بخش ناگزیر باید اندک تاملی در رابطه به جهاد، در قرآن مجید داشته باشیم.
تردیدی نیست که آیات زیادی (حدود500 آیه)ازقرآن مجید مستقیم و غیر مستقیم تشویق و ترغیب به جهاد مینماید، شاید بتوان گفت که بیش از هر موضوع دیگر قرآن کریم راجع به جهاد سخن گفته است. این امر موجب شده است که برخی از روی غرض و برخی دیگر بر اساس معلومات ناکافی، اسلام را دین جنگ و خشونت معرفی نمایند در حالیکه در روابط اجتماعی و فیمابین انسانها اساس تفکر اسلامی صلحطلبی است.
اگر همة آیات در رابطه به جهاد و عوامل برانگیزاننده آنرا مورد دقت قرار دهیم، به خوبی به این نتیجه میرسیم که قرآن مجید جهاد را به گونۀ دفاعی آن مطرح میکند نه به شکل جنگطلبانه و ایجاد خشونت در جوامع انسانی.
گرچه فقها جهاد را به دو دسته(جهادابتدایی ودفاعی) تقسیم کردهاند،اما با دید ژرف و عمیق میشودگفت: جهاد ابتدایی نیز بر پایه دفاع استوار است، نه تهاجم و کشاندن انسانها تحت سلطه و حاکمیت خود. جهاد ابتدایی در شرایطی مطرح است که حاکم ستمگر از رساندن حرف حق به انسانها جلوگیری نماید، تا بدینوسیله آنان را تحت حاکمیت خویش نگه دارند و آزادی بیان، انتخاب و عقیده آنان را سلب نماید لذا قرآن کریم به صراحت بیان میدارد:
لااکراه فی الدین قد تبیّن الرشد من الغی(8)
(هر زمانی که راه رشد از راه گمراهی روشن شد، اجباری در پذیرش دین وجود ندارد.)
قرآن مجید، جنگ و قتال را در شرایطی مطرح میکند که غیر مسلمانان دست به فتنهانگیزی بزنند و مانع از تبیین راه شد از راه گمراهی شوند به تعبیر دیگر مانع آزادی بیان و روشنگری در جامعه گردند.
وقاتلو هم حتی لاتکون فتنته و یکون الدین لله فان انتهوا فلاعدوان الا علی الظالمین.(9)
(با کفار بجنگید تا اینکه آنان فتنه نباشند پس اگر آنها دست از فتنهانگیزی برداشتند پس دشمنی نیست مگر با کسانی که ستمگرند.)
این آیه متبرکه صراحتا علت تشریع جهاد با کفار را فتنهانگیزی و ستمگری آنان میدانند. وقتی این دو هدف (جلوگیری از فتنهانگیزی و ستمگری) به دست آمد نباید برای استعباد و استثمار جوامع مختلف به تجاوز پرداخت.
مالکم لاتقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال و النساء والولدان، الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها.(10)
(چرا در راه خدا جهاد نمیکنید و برای رهایی جمعی مستضعف و ناتوان از مرد و زن و کودک نمیجنگید. آنانکه میگویند بار خدایا ما را از این شهری که مردمش ستمکارند رهایی بخش.)
در این آیه شریفه خداوند(ج) کسانی راکه جهادراترک کرده اند،آشکارا برای دفاع نکردن از افراد ناتوان، سرزنش میکند. و همچنان برای گسترش یکتاپرستی و رساندن حرف حق به جوامع انسانی ،جهاد را ترغیب میکند و آنانی که جهاددراین راه را ترک کرده اند نکوهش می نماید.
اصولا در اسلام جهاد برای دفاع است، منتهی گاهی دفاع از حقیقت، گاهی دفاع از عدالت و دفاع از مستضعفین و محرومین. اگر حقیقت از جانب ستمگران زیر پا نشود و ناتوانان مورد ستم واقع نشوند وجلوگفتن سخن حق گرفته نشود، قرآن کریم جنگ برای کشورگشایی را اجازه نمیدهد.
قرآن مجید بالصراحه میفرماید: وان حنجوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله انه هو السمیع العلیم.(11)
(اگر دشمنان خداوند ودشمنان شما به صلح و آشتی میل کرده و برگشتند پس تو هم بآن میل کن و بازگرد و برخدا تکیه نما البته خدا شنوای دانا است.)
در این آیه متبرکه خداوند دستور میدهد که اگر غیرمسلمانان ازجنگ دست برداشتند و به صلح تمایل نمودند مسلمانان موظفند از صلحطلبی استقبال نمایند. بنابراین هدف واصل، صلح است و جهاد فقط برای ضرورت (دفاع)باهدف جلوگیری ازستمگری تشریع شده است.
در آیه دیگرقرآن مجید پیامبر مأموریت پیدا میکند پیشگام در صلح و رفع خصومت شود، و اهل کتاب را بر اتفاق به مشترکات دعوت نماید.
قال یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لانشرک به شیئا و لایتخذ بعضنا بعضاً اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهد وا بانا مسلمون.(12)
(بگوای پیامبر ای دارندگان کتاب (تورات و انجیل) بیائید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان ومشترک است، اینکه جز خدارا نپرستیم و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، برخی ما برخی دیگر را بزرگان و پیشوایان نگیرند، پس اگر رو گردانیدند و دعوت شما را نپذیرفتند بگوئید گواه باشید ما مسلمان و فرمان برداریم.)
این آیة شریفه بسیار واضح و روشن مبنای صلح مسلمانان با جوامع بیرون از خودشان (در سطح بینالمللی) را بیان میکند. و آشکارا آنان را به مشترکات (توحید) دعوت کرده و سلطهطلبی برخی، بر برخی دیگر را نفی مینماید.
در پایان به صورت فشرده میتوان گفت که قرآن مجید اصل در مناسبات انسانی را صلح و زندگی مسالمتآمیز میداند و آن را در سه دسته جداگانه،صلح درخانواده،صلح درجامعه اسلامی وصلح جامعه اسلامی با بیرون از خودش به روشنی بیان کرده است.
اگر صلح تامین نشد و جلو گفتن حرف حق (آزادی بیان) گرفته شد یا برخی خواستند با برخی دیگر سلطهطلبانه و ستمگرانه رفتار نمایند جهاد برای دفاع فرض شده است.
ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجدیذکر فیها اسم الله کثیرا.(13)
(و اگر نبود که خدا برخی مردم را به واسطه برخی دیگردفع می نماید هرآینه صومعهها و عبادتگاهها و کلیسای نصارا و معابد یهودیها و مسجدهای مسلمانان که در آنها نام خدا بسیار یاد میشود، ویران میشدند.
والسلام علی من اتبع الهدی
پی نوشت:
1ـ سوره روم، آیه 21.
2ـ سوره نساء آیه 19.
3ـ سوره آل عمران، آیه 103.
4ـ سوره انفال، آیه 46.
5ـ سوره حجرات، آیه 9 و 10.
6ـ سوره مائده، آیه 32.
7ـ سوره نساء، آیه 93.
8ـ سوره بقره، آیه 256.
9ـ سوره بقره، آیه 193.
10ـ سوره نساء، آیه 75.
11ـ سوره انفال، آیه 61.
12ـ سوره آل عمران، آیه 64.
13ـ سوره حج، آیه 40.
Power By:
LoxBlog.Com |